تحلیل کهن الگویی حکایت "پادشاه و کنیزک " مثنوی بر اساس دیدگاه یونگ

محمدعلی محمودی, علی اصغر ریحانی فرد

چکیده


کهن نمونه اصطلاحی یونگی است برای محتویات ناآگاه جمعی؛ یعنی افکاری غریزی یا میلی که به سازمان دهی تجربیات بنا بر الگوهای از پیش تعیین شده ی فطری در انسان می پردازد. این تصاویر نخستین در طول روزگاران به اشکال گوناگون بروز کرده است ازجمله در قالب اسطوره و داستان چنانکه یونگ اسطوره ها وافسانه های پریان را تجلی کهن  نمونه ها می داند.نمونه ی بارز این کهن نمونه ها را در ادب فارسی می توان در حکایت ها و داستان های مثنوی معنوی مشاهده کرد. یکی از داستان های آموزنده ی مثنوی که بیان گر توجه عمیق مولوی به مسائل روانی است، حکایت پادشاه و کنیزک در دفتر اول مثنوی است که اگر با دیدی تحلیلی و از منظر نقد روانشناسانه توجه شود، برخی از مسائل روانشناسی تحلیلی یونگ، از جملـه تـوجـه به نـاآگاه جمعی و برخی کهن نمونه های آن و خواب و رؤیا را می توان مشاهده کرد که پرداختن به آن ها در تحلیل   اندیشه های مولوی راه گشا می باشد. در این مقاله سعی برآن است که حکایت پادشاه و کنیزک مثنوی از نظرگاه روانشناسی تحلیلی  یونگ بررسی شود.


موضوع


ناخودآگاه فردی و جمعی; کهن نمونه; تفرد; آنیما;سایه;خود

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.