قلمرو و جایگاه عقل و عقل گرایان در مقالات شمس تبریزی

مهدی محبتی

چکیده


بررسی نقش و جایگاه  تفکر فلسفی و نگاه عقلانی در موضوعات معرفت­شناختی تاریخ گذشتۀ ما، یکی از مهم­ترین مباحث همیشگی فرهنگ تاریخی‌مان بوده است که علی­رغم مخالفان و موافقان بسیار در باب حیطۀ کار و میزان کارایی آن، هنوز هم به‌درستی تبیین نشده است و محل اختلاف بسیار است. اگرچه این مسئله از دیرباز مدنظر متفکران مسلمان بوده است و در باب نقش و جایگاه عقل و تفکر فلسفی  نکته­های فراوان وبعضاً عمیق و قابل­تأمل گفته­اند، اما گفته­های شمس تبریزی در این باره از نوعی دیگر است که با وجود اهمیت و تأثیر بسیار، هنوز چنان که باید و شاید، مورد توجه قرار نگرفته است. شمس از یک سو به فلسفه و تفکر فلسفی، به­مثابۀ یکی از مهم­ترین نظام­های هستی­شناختی، می­پردازد و از دیگر سو نقش و جایگاه فیلسوفان را در تبیین نظام معرفت­شناختی ایران پس از اسلام  نقد و تحلیل می­کند. او، با نگاهی تازه و کمیاب، به نقد نکته­ها و گفته­های شاخص­ترین شخصیت­های فلسفه در تاریخ ایران اسلامی می‌پردازد، تا ضمن نگه­داشت نگاه خردبنیان فلسفی و تأکید بر کارایی آن، کاستی­های احتمالی­اش را نیز، که زادۀ محدودیت­های عقل نظری است، نشان دهد. هدف این مقاله طبقه­بندی و تحلیل آرا و تأملات شمس در باب عقل، مقوله­های عقلانی و شخصیت­های مهم فلسفی در تاریخ ایران پس از اسلام است.


موضوع


فلسفه; عقل; هستی شناسی; معرفت شناسی; شمس تبریزی

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.