جداسازي کلاميديا از ميش‌ها و بزهاي ماده در ايران

حسین اسماعیلی, مونا حامدی, سید احمد مدنی

چکیده


کلاميديا آبورتوس، عامل سقط جنين انزئوتيک در نشخوار کنندگان کوچک، باعث سقط جنين در 3-2 هفته آخر آبستني مي‌شود. تشخيص سقط جنين انزئوتيک با جداسازي جرم يا تشخيص اسيدنوکلئيک آن از مواد سقطي يا ترشحات واژن دامي که به تازگي سقط کرده است امکان پذير مي‌باشد. جداسازي اجرام کلاميديايي در کشت سلول، روش استاندارد طلايي است، بنابراين در مطالعه حاضر، جهت تعيين ميزان حقيقي آلودگي به اين باکتري از اين روش استفاده شد. بيست و هشت نمونه سواب واژن و ملتحمه از ماده بز‌ها و ميش‌هايي که به تازگي سقط کرده بودند، تهيه شد. نمونه­ها به سلول‌هاي McCoy تلقيح شدند و سلول‌ها فيکس و با گيمسا رنگ آميزي شدند. سلول‌هاي رنگ شده پس از مونته شدن بر روي لام، با استفاده از ميکروسکوپ نوري جهت جست و جوي گنجيدگي‌هاي کلاميديايي، مورد بررسي قرار گرفتند. کلاميديا از 4 نمونه ملتحمه و 3 نمونه واژن جداسازي شد. کشت‌هاي منفي دو مرتبه پاساژ داده مي‌شدند. جداسازي کلاميديا از کشت سلول، هم‌چنان به ‌عنوان قابل اعتمادترين روش مورد توجه بوده و براي تشخيص جرم زنده، ضرورت دارد. در مطالعه حاضر، جدا شدن اين باکتري از گله‌هاي مورد بررسي، ضرورت بيشتر توجه به کلاميديا در کنار ساير اجرام دخيل در سقط جنين را نشان مي‌دهد.


موضوع


جداسازيک سقط جنينک کشت سلولک کلاميدياک نشخوارکنندگان کوچک

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.