بررسی رابطه بین شایستگی‌های محوری و تفکر انتقادی با توجه به نقش تعدیل‌گر بلوغ روانی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان

حسن جعفری شهرآبادی, ملیکه بهشتی فر, لیلا والی

چکیده


مقدمه: از شايستگي‌هاي محوري می‌توان در جهت منظم کردن مهارت‌ها و تکنولوژي‌هاي سازمان برای برطرف کردن خواسته ‌هاي مشتري استفاده کرد. وجود تفکر انتقادی و بلوغ روانی می‌تواند تحقق این هدف را ممکن سازد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین شایستگی‌های محوری و تفکر انتقادی با توجه به نقش تعدیل‌گر بلوغ روانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان بود.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی -تحلیلی بر روی 267 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انجام شد. جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه‌های شایستگی‌های محوری دارای 14 سؤال، پرسشنامه تفکر انتقادی با 23 سؤال و پرسشنامه بلوغ روانی دارای 19 سؤال صورت گرفت. بررسی روابط متغیرهای مورد بررسی با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم‌افزار Smart PLS 2 انجام شد.

یافته‌ها: ضریب میان متغیر شایستگی‌های محوری و تفکر انتقادی 223/11 بود. شایستگی‌های محوری به میزان 36 درصد از تغییرات تفکر انتقادی را به طور مستقیم تبیین می‌کرد؛ اما ضریب متغیر شایستگی‌های محوری و بلوغ روانی، 993/0 محاسبه شد که به همین دلیل نمی‌توان تأثیر متغیر بلوغ روانی را به عنوان متغیر تعدیل‌گر تأیید نمود.

بحث و نتیجه‌گیری: در صورتی که تفکر انتقادی در سازمان وجود داشته باشد و کارکنان نظرات و عقاید خود را بیان کنند، بروز شایستگی‌های محوری در سازمان دیده خواهد شد بود که این امر از طریق گردآوری، تسهیم و ذخیره اطلاعات میسر خواهد شد.


موضوع


شایستگی‌های محوری; تفکر انتقادی; بلوغ روانی; کارکنان

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.