بررسی و تحلیل نسبت انسان با طبیعت در فلسفۀ ملاصدرا

ابراهیم رضایی, جعفر شانظری

چکیده


انسان در فلسفۀ ملاصدرا از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار است. او تنها موجود ممکنی است که دارای مراتب وجودیِ متناظر و مطابق با عوالم و مراتب وجودی است. اصول و قواعد تأسیس این نظام فلسفی از قبیل اصالت و تشکیک در وجود و به‌ویژه دو اصل حرکت جوهری و اتحاد عالم و معلوم و همچنین مراحل تکوین نفس و نسبت آن با بدن، می‌تواند مبنای فلسفۀ زیست‌محیطی را شکل دهد که به‌واسطۀ آن بتوان راهکارهایی برای تبیین نسبت انسان و طبیعت ارائه کرد و بر اساس آن بحران زیست‌محیطی که طبیعت از آن رنج می‌‌برد، مدیریت شود. در نظام فلسفی حکمت متعالیه، طبیعت به‌عنوان تجلی و ظهور موجودی که همچنان در حدوث و بقاء از او تأثیر می‌‌پذیرد و به‌تناسب بهره‌ای که از وجود دارد؛ واجد علم، ادراک و شعور است و نمایانندۀ باطن و پیدای ناپیدای حقیقت هستی است. ‌‌‌بنابراین، تعامل انسان با این موجود زنده به‌کلی با آن‌چه در فلسفۀ زیست‌محیطی مبتنی بر فلسفۀ غرب تعریف ‌شده، متفاوت است و میان انسان و طبیعت یک اتحاد وجودی برقرار است، تبیین و تحلیل معنای انسان و طبیعت در فلسفۀ ملاصدرا و بیان نسبت آن دو از اهداف اصلی این مقاله است.


تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.