تقابل من ـ دیگری: معضل اخلاق

حسن فتح زاده

چکیده


«فهمیدن دیگری» نقطة پارادوکسیکال اخلاق است: بدون آن هیچ اخلاقی ممکن نیست و تحقق آن نیز مستلزم حذف غیریت از دیگری و به رسمیت نشناختن آن است. فلسفة مدرن ما را در چنین موقعیت ناسازی قرار می دهد؛ ناسازه ای که در تقابل هوسرل و لویناس به اوج خود می رسد. دنبال کردن اندیشه های این دو، ما را به ریشه های عمیق این ناسازه نزدیک می کند و به تلاش برای یافتن راه برون رفت از این دیالکتیک دردناک وامی دارد. ضمن بررسی این دو دیدگاه، می خواهیم نشان دهیم که پساساختارگرایی، با مرکززدایی از سوژه، نامزد مناسبی برای رهاندن فلسفه از این وضعیت دیالکتیکی خواهد بود. به زبان کانت، که اکنون خود یکی از طرف های دعوا است، می خواهیم شرط استعلایی اخلاق را بیابیم. در خاتمه پرده از معضل جدیدی برخواهیم داشت که در بطن هر رابطه با دیگری نهفته است؛ معضلی که پساساختارگرایی نیز از آن در امان نیست.


موضوع


هوسرل; لویناس; دیگری; خشونت; سوژه محوری; پساساختارگرایی

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.